امین کیانی

سرخ

سُرخ یا قِرمِز به طیفی از رنگ‌ها گفته می‌شود که در پایین‌ترین بسامد نور قابل تشخیص توسط چشم انسان قرار دارند. سرخ در کنار...

سپید

سفید یا سپید رنگی است که ترکیب همهٔ رنگ‌های طیف قابل دیدن است. مکمل این رنگ سیاه است. رنگ سپید مخالف سیاهی و تاریکی است....

میم

ماب1 بازگشت 2 مرجع، محل‌بازگشتماتصدها، صدگان، مائه‌هاماثر1 کارهای نیک، آثارنیک، ماثره‌ها، آثار نیکو 2 اخبار، خبرهاماثمبزهکاری‌ها، خطاها، ماثم‌ها، گناهان & حسناتماخذ1 منابع، منبع‌ها، ماخذها،...

زرد

زَرد، یکی از رنگ‌های اصلی است. از نظر طیفی، رنگ زرد میان نارنجی و سبز قرار دارد. طول موج نور زردرنگ میان ۵۶۵ و...

کاف

کابارهبار، رستوران، مشروب‌فروشی، میخانه، میکدهکابلسیمکابوس1 بختک 2 افکاروهم‌آلود، توهمات، 3 شبحکابین1 صداق، مهریه، مهر 2 اتاقککابینه1 دولت، هیئت‌دولت 2 دفتر 3 آبریزگاهکاپیتان1 ناخدا، ناوبان...

ر

رابطپیوندگر، میانجی، واسطهرابطهارتباط، انتساب، انس، بستگی، پیوستگی، پیوند، تماس، ربط، سروکار، نسبت، وابستگی & ضابطهراپرتاخبار، خبر، گزارشراتب1 حقوق، راتبه، مستمری، مقرری، مواجب، وظیفه 2...

شین

شاببرنا، جوان، نوجوان & پیرشاباجیآباجی، باجی، خواهر، همشیره & برادر، داداششاپورشاهپور، شاهزاده، شهزاد، شهزاده، ملکزاده & شاهدخت، شهدختشاپورگانآهن‌خشک، خشک، پولاد، شابرقان، شابرن، شابورگان، فولادشاخ1...

الف

آباءاجداد، اسلاف، پدران، پیشینیان، نیاکان & اخلافآباجیآبجی، اخت، باجی، خواهر، دده، شاباجی، همشیره & داداشآباد1 برپا، دایر، معمور 2 پررونق 3 پیشرفته، توسعه‌یافته، مترقی...

نون

ناطناآبادخراب، مخروبه، نامجهز، ویران، ویرانه & آبادان معمورناآرام1 بی‌قرار، پریشان، ناراحت 2 پرآشوب، منقلب 3 متلاطم & آرامناآرامیآشوب، انقلاب، بحران، تلاطم، تنش & آرامش...

خ

خائفبیمناک، ترسان، ترسنده، ترسو، جبون، خوفناک، متوحش، وحشت‌زده، هراسان، هراسناک & بی‌باکخائنانهصفت خیانت‌آمیز، خیانت‌بار، غدرآمیز & وفادارانه، خادمانهخائن1 خیانت‌پیشه، خیانت‌گر، خیانت‌کار & خادم، خدمتگزار...

عین

عائلهاولاد، عیال، خانوادهعابدپارسا، پرستشگر، پرستنده، زاهد، عبادتکار، مترهب، متعبدعابدانهپارسایانه، پرهیزگارانه، زاهدانه، متعبدانهعابرراهگذر، رونده، رهگذرعاجز1 بیچاره، بی‌حال، خسته، درمانده، راجل، زبون، زمین‌گیر، ضعیف، فرومانده، کم‌زور،...

ذال

ذائقه1 چشایی 2 مذاق 3 طعم، مزهذابل1 پژمرده، پلاسیده، خشکیده 2 ضعیف، لاغر، نزارذاتاصل، جبلت، جوهر، خمیره، سرشت، شخص، طبیعت، طینت، فطرت، کنه، گوهر،...

غین

غائله1 آشوب، بلوا، شورش، فتنه، نهضت 2 آفت، بلا، بلای‌ناگهانی 3 بدی، شر 4 آسیب، گزند 5 دشواری، سختیغارحفره، زاغه، سوراخ، شکفت، کهف، مغار،...

سین

سئانس1 جلسه، نشست، مجلس، اجلاسسئانسنشست، اجلاس، جلسهسائسدیان، دیپلمات، سیاس، سیاستمدار & بی‌سیاستسائلصفت 1 سایل، فقیر، گدا، متکدی 2 پرسشگر، پرسنده & 2 پاسخگوساباط1 دالان،...

آبی آسمانی

آبی آسمانی (به انگلیسی: Sky blue) نوعی رنگ آبی است که مقادیر بسیار کمی از آبی دریایی خالص دارد. این رنگ نباید با نیلی...

لام

لا1 بین، درون، مابین، میانه، میان، وسط 2 درز، روزن، شکاف، کر 3 لایه، ورق 4 تا، چین 5 خیر، لما، نه 6 قیچی،...

صاد

صائببحق، حق، درست، راست، رسا & خاطیصائب‌نظرتیزرای، خردمند، خوش‌فکر، درست‌اندیشه، صایب‌رایصابربردبار، پرشکیب، حمول، خویشتن‌داررزین، شکیبا، صبور، متحمل & ناشکیباصابریبردباری، تحمل، شکیب، شکیبایی & صبوری،...

ضاد

ضابط1 بایگان 2 پاسبان، پلیس، شحنه، شرطه 3 محصل، ممیز 4 مباشر 5 حاکم، والیضابطهدستور، قاعده، قانون، معیار، هنجار & رابطهضاربزننده & مضروبضال1 بیراه،...

ظا

ظالمبیدادگر، بی‌رحم، جابر، جبار، جفاپیشه، جفاکار، ستمکار، ستمگر، سخت‌دل، سرپنجه، سفاک، شریر، شقی، متعدی، مردم‌آزار & دادگرظالمانهبیدادگرانه، بی‌رحمانه، جابرانه، ستمگرانه، شرورانه & دادگرانه، عادلانهظاهر1...

قاف

قائفپی‌رو، پی‌شناس، قایف، قیافه‌شناسقائم1 استوار، ایستاده، برپا، برخاسته، ثابت، سرپا، قایم 2 سخت، سفت، قرص، محکم، مستحکم 3 بلند، رسا 4 پنهان، مختفی، مخفی،...

ث

ثابت1 استوار، برقرار، پابرجا، پادار، پایدار، قائم، قرص، محکم، مستقر، مقاوم 2 باقی، دایم، لایتغیر 3 قطعی، محرز، محقق، مدلل، مسلم، یقین 4 واثق...

گاف

گاف «ݢ‎» حرف بیست و ششم از الفبای فارسی است.  این حرف در الفبای عربی نیست و در حساب جمل آن را "ک" گیرند....

طا

طابع1 چاپچی، چاپ‌کننده، طبع‌کننده 2 مهرزن 3 خاتم، مهر، انگشتری 4 سرشت، سجیه، خوطاحن1 آسیا، آسیاب بادی، طاحونه، 2 آسیابان، آردکننده 3 گاوخرمن‌کوبطارق1 شب‌رو،...

واو

وا1 باز 2 جدا، سوا 3 شکفته 4 آش 5 با & بستهوااسفاافسوس، دریغ، واحسرتا، واویلا، هیهاتوابستگاناتباع، اقربا، اقوام، خویشاوندان، متعلقان، نزدیکان، & بیگانگانوابستگیارتباط،...